سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
21
الكلام اللطيف في شرح التصريف (فارسى)
ذهبت بزيد ( بردم زيد را ) و انطلقت به ( آزاد كردم او را ) . شرح يتعدّى من الفاعل الى المفعول : كلمه « يتعدّى » يعنى تجاوز نمايد . كقولك ضربت زيدا : شاهد در « ضرب » است كه معنايش به فاعل يعنى « تاء متكلّم » تمام نشده بلكه از آن گذشته و به « زيد » رسيده است ازاينرو « زيد » مفعول آن مىباشد . و يسمّى ايضا : كلمه « يسمّى » يعنى ناميده مىشود و ضمير در آن به فعل متعدّى برمىگردد . واقعا : ناميدنش به « واقع » بخاطر آنست كه بر مفعول به واقع مىشود چنانچه در مثال « ضربت زيدا » زدن بر « زيد » واقع است . و مجاوزا : ناميدنش به « مجاوز » بخاطر آنست كه معناى آن از فاعل تجاوز مىكند . حسن زيد : در اينمثال معناى « حسن » فقط بفاعل يعنى « زيد » خاتمه مىيابد . و يسمّى لازما : ناميدنش به « لازم » بخاطر آنست كه با فاعل همراه و ملازم بوده و از آن منفكّ و جدا نمىباشد . و غير واقع : ناميدنش به « غير واقع » بخاطر آنست كه بر مفعول به واقع نمىشود . و تعديته فى الثّلاثى المجرّد : ضمير در « تعديته » به فعل غير متعدّى راجع است و مقصود اينستكه : هرفعل غير متعدّى كه از ثلاثى مجرّد بوده و بخواهيم آن را متعدّى كنيم از دو راه به اين مقصود مىرسيم : 1 - آنكه عين الفعلش را مشدّد كنيم و بعبارت ديگر آن را بباب